اصفهان نامه
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: اصفهان ، سی و سه پل ، میدان نقش جهان ، عمارت عالی قاپو

وقتی ماشین از پس گردنه ای که با درخت های افرا و بلوط محصور شده بود بالا آمد-چشمانم کلبه ای را که مدتها در انتظارش بودم را یافت.کلبه ی عشق، آفتابگردانها و بید دوست داشتنی حیاط کلبه همه سر جایشان بودند.دیگر طاقت نداشتم .خوشحال از اینکه در انتهای جاده ی سفر به کلبه ی عشقم رسیده ام در را باز و پنجره ها را گشودم.

مقصد اصلی ما شیراز-شهر بی مثال خاطره ها-بود اما ابتدا در اصفهان توقف کردیم.

میدان نقش جهان

    میدان نقش جهان

ساکن اما سرشار از غوغایی نهان در بناهای اطرافش و بازارهایی به سبک و سیاق قدیم که لهجه شیرین فروشندگانش با زیبایی طرح های خاتم و اصیل ایرانی بهم می آمیزد و به ما خاطرنشان میشود که براستی در نصف جهانیم.

کاخ عالی قاپو

  عمارت عالی قاپوی اصفهان

عمارتی در مغرب میدان نقش جهان که به فرمان شاه عباس اول در اوایل قرن ۱۱ هجری بنا شد و قدمتش تا به امروز پا بر جاست.این بنای ۶ طبقه ۴۸ متر ارتفاع دارد.پله های پیچ در پیچی که به ایوان ختم میشوند و اتاق موسیقی که سقف و دیوارش با نقوش آلات موسیقی آذین شده است همه و همه یادآور هنر متمدن معماری در روزگاران کهن ایران است.

مسجد امام(مسجد جامع عباسی)

    مسجد امام اصفهان

این مسجد هم که به امر شاه عباس اول بنا شده با جلوخان/سردر/هشتی/صحن/گنبدخانه/چند شبستان و دو مدرسه نمونه ی کاملی از مسجد ایرانی بلکه نقطه ی اوج معماری ایران قدیم ما محسو ب میگردد.

سی و سه پل

       سی و سه پل اصفهان

وقتی به دیدار این پل زیبا بر بستر زاینده رود رفتیم هوا تاریک شده بود و انعکاس ۳۳ پایه ی آن درآب یک ۶۶ پل زیبا بود.زاینده رود همراه با نسیم خنک شبانگاهی میخرامید و ستونهای آجری این پل بینظیر غرق در لذت خنکی آب میشدند.

پی نوشت:نوشته ی بالا در تاریخ ٢١ امرداد ٨٣ نگاشته شده است.برای دیدن مطلب اصلی روی لینک زیر کلیک کنید.

                    http://kolbeyeshgh.persianblog.ir/post/30

*دلنوشته ی من در مورد اصفهان:

اصفهان شهر زیباییست و جاذبه هایش آنقدر زیاد است که از داخل و خارج کشور همیشه میهمان هایی برای میزبانی دارد.«قصه های مجید» دوست داشتنی با آن لهجه ی شیرین مجید و بی بی اش در ذهنم ماندگار است و هنوز برایم دیدنی ست. اما با وجود همه ی این ها نمی دانم چرا اصفهان را خیلی کمتر از دیگر شهرهای ایران بزرگم دوست دارم! شاید از آن جاست که هیچ گاه صفویان را دوست نداشته ام!!

...آزاده از کلبه ی ویوارا