شیرازنامه(قسمت آخر)
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٢  کلمات کلیدی: باغ ارم شیراز ، تخت جمشید(پریسپولیس) ، نقش رستم ، شاهچراغ

تخت جمشید(persepolis )

      

اینجا همان جایی بود که همیشه آرزوی دیدنش را داشتم.کاش کسی نمی گذاشت اسکندر این همه ی اینجا را که حتی خرابه هایش هم تا بی نهایت اقتدارند، را به آتش بکشد !!!

 تخت جمشید با وجود گذر پر شتاب زمان هنوز یادگارها و حکاکی هایش را حفظ کرده است. آپادانا گرچه دیگر سقف و دیواری ندارد اما هنوز فخرفروشانه فریاد میزند که یک سرسرای بینظیر است.

نقوش سربازهای نیزه به دست هخامنشی/مقبره ی اردشیر در دل کوه/آتشکده ها/تالار آئینه/حکاکی هایی از شمایل کوروش و داریوش و هزاران حجاری بینظیر دیگر تخت جمشید را برایم یک بنای دوست داشتنی ساخته است. وقتی از یک فرانسوی نظرش را در مورد پرسپولیس پرسیدم هیجان زده پاسخ گفت:

It s unparalled .definitely you have most civilized culture

و عظمت آن تمدن کهن به من اجازه داد که کمی-تنها کمی- مغرور باشم !

گفتن خداحافظ به تخت جمشید برایم چقـــــــدر سخت بود. از این پس در هر طلوع هنگامی که خورشید از پس آن مجسمه ای که سری اسب مانند دارد بالا می آید، یاد آن ستونهای استوار در مخیله ام پرسه خواهد زد.........ای کاش ما هم در تهران تخت جمشیدی داشتیم!

نقش رستم

              

در اینجا کوهی روبریتان قرار دارد که بدنه اش با حجاری هایی از وقایع مهم روزگاران کهن آذین شده است. چهار سوراخ دَر مانند در دل کوه تعبیه شده که دریچه های ورود به مقبره های خشایارشا شاه/داریوش اول/اردشیر و داریوش دوم هستند.

حجاری ها از دلاوری های بهرام دوم/شاپور اول/تاج گذاری نرسی و...میگوید.

آتشکده ی زرتشت هم پس از گذشت سالها اقتدارش را حفظ کرده و هنوز هم از تقدس آتش در آن سالها سخن میگوید.

علت نام گذاری این منطقه:

شاپور اول(از شاهان ساسانی) توانست بر رومی ها پیروز شود و والرین امپراتور روم را اسیر کند.شاپور بعد از این پیروزی دستور داد صحنه ی تسلیم شدن والرین را بر بدنه ی کوهی در فارس حک کنند و از آنجا که این امپراتور رومی مانند رستم قوی جثه بود این منطقه را نقش رستم نام گذاشتند.

      

شاهچراغ

  

در وصف بزرگی اش همین بس که او برادر بزرگوار امام رضاست.

باغ گیاهشناسی ارم

 

گویا دیرینگی آن به روزگار امیران سلجوقی میرسد.انواع گیاهان را میتوان در این باغ زیبا یافت از این رو از سال ۱۳۵۹ با مالکیت دانشگاه شیراز به یک باغ گیاهشناسی تبدیل شده است.

بازگشت

 عاقبت در حالیکه دلمان نمیخواست، به شیراز تا درودی دیگر بدرود گفتیم و پس از پشت سر گذاشتن مسافتی نزدیک به ۲۰۰۰ کیلومتر دلشاد از مسافرتی به یادماندنی به تهران بازگشتیم.

پی نوشت:نوشته ی بالا در تاریخ ۴ شهریور ٨٣ نگاشته شده است.برای دیدن مطلب اصلی روی لینک زیر کلیک کنید.

 

                 http://kolbeyeshgh.persianblog.ir/post/31

 * دلنوشته ی من در مورد شیراز:

شیراز از آن شهرهایی بود که حریص بودم برای دیدنش. وقتی دیدمش ولع دوباره دیدنش کم که نشد هیچ، شیفته تر هم شدم. وقتی تخت جمشد مرا در خود می گیرد انگار من دیگر اینجا نیستم و رفته ام به همان روزها که ایران من، پارسی بود و از تبار هخامنش. تخت جمشید من را دیوانه می کند...ویرانه های استوارش که زیر این همه بی توجهی آفتاب و باد و آب هنوز مغرورند، من را از من می گیرد! علاوه بر سفری که برایتان گفتم یک بار هم در اردیبهشت ٨۶ راهی شیراز شدم.در ورای عطر دل انگیز بهار نارنج در سرزمین فارس از باغ دلگشا و باغ ارم تا انتهای پاسارگاد و نقش رستم همه چیز خواستنی تر بود.

حافظ بزرگ،  یار همیشگی لحظه هایم از تحویل سال تا شب های یلدایم، عجب خوب جایی می زیستی...خوش به حالت!     

...آزاده از کلبه ی ویوارا