یزدنامه (قسمت اول)
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱  کلمات کلیدی:

 ساعت۶:۳۰ صبح نهمین روز از فروردین ماه ۱۳۸۵ ٬ به همراه خانواده ام ٬ پدر بزرگ ٬ خانواده های عمو و دایی ام ٬ ۱۳ نفری راهی سفر شدیم.مبدا:تهران.مقصد:شهری که تنها ذهنیت من از آن ٬ شهری کویری بود!به علت تبلیغات کمی که در موردش انجام گرفته ٬ فکر نمی کردم مکانهای زیادی برای بازدید داشته باشد! غافل از اینکه در این شهر علی رغم اماکن مذهبی٬ تاریخی و موزه ها٬کوچه ها و محله هایی فراوان است که هرکدام به تنهایی دنیایی ازدیدنیهارا به دوش می کشند!نه تنها چیزی از شیراز و اصفهان کم ندارد بلکه بسیار  بیشتر از آن دو٬ بافت قدیمی و اصیلش را حفظ کرده و برای آنان که به نوستالوژی معتقدند٬ شهری خاطره انگیز است!...یـــــــــزد...شهر بادگیرها...شهری به قدمت چندین قرن ٬ با جذابیت هایی فراوان که هرگز آنها را فریاد نزده است!

همیشه قلم گیرای استــــاد دکتـــــر شریعتی در کتاب کویر٬ مرا به کویرهای یزد ٬ که ندیده بودمشان ٬ میبرد!و امروز که پس از یک سفر کوتاه اما پر بار این نوشته ها را می نویسم حس می کنم بهتر می توانم آنچه استاد فرموده را لمس کنم!در کویر سایه روشن ها هر لحظه یک تابلوی نقاشی بی نظیر می آفرینند!زرد و کرم و قهوه ای وقتی هم آواز می شوند ٬ آنقــــــــدر صمیمی و پر ابهامند که حتی از رنگ سبز غالب در جنگل ها هم در زیبایی پیشی می گیرند!

نمی دانم چرا یزد را آنگونه که لایق است به ما نشناسانده اند ٬ اما می دانم که هر اهل دلی با یک بار دیدنش ٬ عاشقش می شود! سفرنامه ام گرچه مختصر است اما امیدوارم بتواند انعکاس بخشی از زیبایی هایی باشد که در این شهر کاه گل پوش دیده ام:

تکیه یا حسینیه ی امیر چقماق

   

این بنای عظیم ـ ساخته شده در سال ۱۲۹۶ هـ .ق ـ که بسیاری یزد را به آن می شناسند٬ بر خلاف تصور رایج و نام تکیه ٬ توسط امیر چقماق ساخته نشده است.بنا عرض کم اما طول و ارتفاع زیادی دارد!در تمام طبقات و همچنین مناره ها و ستونهای آن ٬ آیات قرآنی به رنگ سبز نقش بسته است.پلکانی که در دل مناره ها به پشت بام ختم می شود٬ پیچ در پیچ و تنگ و تاریک است و عبور از آن هیجان لذت بخشی دارد! از پشت بام در جهت شمال و جنوب یک خیابان اصلی می بینید که شهر در اطراف آن گسترده است!از آنجا یزد زیر پایت است! جمعیت غالب با خانه های قدیمی و یک طبقه است و اگر هم بلندی هایی ببینی ٬ چیزی نیستند جز بادگیرهایی که در اینجا فراوانند!

مسجد امیر چقماق(در سمت راست تصویر بالا)

امیر جلال الدین چقماق از سرداران شاهرخ تیموری و حاکم یزد٬ با همکاری همسر خود در جهت آبادانی یزد مجموعه ای شامل آب انبار ٬ حمام ٬ کاروانسراها ٬ خانقاه ٬ قنات خانه و از همه مهمتر مسجد امیر چقماق را بنیان نهادند. این بنا ٬ مسجد جامع نو نیز نامیده می شود.شامل شبستان ٬ گرمخانه و صحن است.در برخی

 از قسمت ها ٬ نقوشی وجود دارد که هماهنگی آنها با بنا موجب شده بیننده در نگاه اول آنها را اشکالی تزئینی تلقی کند اما با نگاهی عمیق تر در می یابیم که این اشکال و خطوط همگی آیاتی از قرآن کریم هستند!

آب انبار ۵ بادگیر امیر چقماق

  آب انبارها برای شهرهای کویری عنصری حائز اهمیت بوده و این آب انبار یکی از ۷۵ آب انباری است که در یزد وجود  دارد. قدمتی ۴۳۰ ساله دارد و هیچ گونه تغییری بر آن حادث نشده است!بجز اینکه روی آب انبار زور خانه ای به نام صاحب الزمان  ساخته اند.در ضلع شرقی زورخانه پلکانی است که به آب انبار مدوری ختم میشود که ۵ بادگیر به فواصل مساوی در آن قرار گرفته اند.در گذشته باد از طریق این بادگیرها وارد میشده و از مسیر دریچه ها ٬ آب پشت آب انبار را خنک می کرده است!

آتشکده ی زرتشتیان

    

رزتشتیان خداپرست بوده و هستند و هیچگاه آتش را نمی پرستیدند بلکه آنرا مظهر پاکی می دانند.در محور ورودی بنا ٬ حوضی دایره ای شکل است و ساختمان اصلی در پشت آن واقع شده است.آتش درون یک جام بزرگ در محفظه ای شیشه ای در اتاقی نسبتا وسیع و دور از تابش خورشید قرار گرفته است.

بنا در آبان ماه۱۳۱۳ هـ .ش بنا گردیده٬ آتش موجود در این آتشکده که زرتشتیان آنرا آتش ورهرام می نامند ٬ حدود ۱۵۱۵ سال پیش از آتشکده ی ناهید پارس(پس از نقل مکان به چندین محل دیگر در استان یزد) به این مکان آورده شده و تا کنون خاموش نشده است!

در محوطه ی سالن تصویری از تمثال زرتشت پیامبر ٬ گفته های او در ستایش اهورامزدا(اهورا به معنی خدا و مزدا به معنی بزرگ) ٬ نوشته هایی در مورد گاه انبار یا فصل برداشت محصول و اسامی روزهای هر ماه زرتشتیان وجود دارد.

    

شکل فروهر نشان زمان هخامنشیان و بر اساس فلسفه و اصول و تعلیمات زرتشت پیامبر ٬ درست شده است:

۱)شکل پیرمرد:نشان آن است که فروهر آدمی انسان را مانند پیرمردی جهان دیده و در کمال تجربت و دانایی می خواهد.

۲)دست راست بر افراشته به بالا و جلو: نشان توجه به اهورا مزدا یا پیمودن راه راست است.

۳)حلقه دست چپ:نمایانگر عهد و پیمان و پایداری در آن است.

۴)بالهای گشاده دارای سه طبقه:نشان ان است که انسان باید همیشه با اندیشه نیک ٬ گفتار نیک و کردار نیک به سوی پیشرفت بیشتر در پرواز باشد و هیچگاه کاهلی و زبونی را به خود راه ندهد.

۵)حلقه ی میان کمر:نمایانگر زمانی است که انسان در ان جا گرفته و باید با نیروی پارسایی زندگی کند که وقتی از دایره ی روزگار رهایی یافت ٬ به بهشت جاودان راه خواهد یافت.

۶)دو رشته پیوسته به حلقه کمر:نمودار سپنتا مینو و انگره مینو (نیکی و بدی) است و باید کوشید که نیروی بدی را پشت سر نهاده و در جلو در صدد تحصیل نیروی سپنتا مینو بوده تا همواره نیکی را گسترش و بدی را محو نماییم.

۷)قسمت زیرین که دامن مانند است و دارای سه طبقه است:نشان مبارزه با اندیشه بد٬ کردار بد و گفتار بد است.و گویای این است که بدی را باید به زیر انداخت و پست و زبون ساخت.

 

                                                            ادامه دارد...

 

پ.ن ١:وقتی که اسلام به ایران وارد شد٬ زرتشتیان یزد با پرداخت جزیه خواستار حفظ آئین پدری خود شدند و به این ترتیب این دین تا به امروز پا بر جاست و شاید همین اعتقاد به حفـــظ آئــین اجدادی یکی از دلایلی است که دین زرتشت را در نظر من به عنوان یک مسلمان همیشه قابل احترام و جذاب جلوه داده است! 

 پ.ن ٢:این سفر مربوط به ٩تا١١ فروردین سال ١٣٨۵ است.

...آزاده از کلبه ی ویوارا