برره نامه
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢  کلمات کلیدی: روستای برره ، مهران مدیری ، مجموعه ی شب های برره

                 

سکانس اول:دوم دی ماه ۱۳۸۴ ٬ ساعت ۳ بعدازظهر و آسمان ابری ومتراکم که راهی سفر شدیم. سفری خاطره انگیز به جایی که دوستش داشتم. بارها از پس صفحه  جادوی خانه مان دیده بودمش اما می رفتم تا فارغ از حصار شیشه ای از نزدیک ببینمش. اشتیاق عجیبی برای این تجربه ی هیجان انگیز داشتم. خیلی بیشتراز سن واقعی ام سفر کرده ام اما این سفر جنسش متفاوت بود و خاطره اش خاصتر. سفر به روستای بــــــــــــرره. روستایی به وسعت یک باغ٬ با جمعیتی به تعداد یک گروه فیلم برداری و نمادی از یک جامعه ی حقیقی با آدم های واقعی!

سکانس دوم:وقتی به باغی که روستای برره را در خود جای داده است رسیدیم٬ باران می بارید. در فاصله ای که منتظر باز شدن در بودیم٬ جمعیت زیادی به امید وارد شدن به باغ دور ما جمع شدند.اما وقتی در را باز کردند٬ ما به خاطر آشنایی مان با آقای مدیری وارد شده و بقیه پشت در ماندند!

سکانس سوم:باغ بزرگی بود با مرکزیت یک بنای قدیمی بزرگ دو طبقه که همان نمای بیرونی خانه ی سردار خان است. در منظره ی روبرو بخشداری برره٬ چال اسکندرون٬میدان کره بز و بقیه ی مغازه ها٬خانه ها و کوچه های مجازی برره به چشم می آیند. طراحی دکورها آنقدر ظریف و ملموس است که وقتی آنجا قدم می زنی٬ خودت را در بافت و حال و هوای یک روستای واقعی احساس میکنی.

سکانس چهارم:باران به شدت می بارید و گروه بی توجه به این بارش٬ نگران از رفتن نور و نرسیدن برنامه به پخش آنشبند! قسمت ۶۶، ای توریست که گفتی یعنی چه٬ و سکانس هایی که یکی پس از دیگری کلید می خورند.

سکانس پنجم: کار، سنگین و وقتگیر است مخصوصا ساختن مجموعه هایی مثل شب های برره که روز پخش اند و برای پخش در همان روز٬ ضبط میشوند٬ بخاطر زمان کم و محدودیت های موجود واقعا دشوار است و علاقه و پشتکار می خواهد. برای گرفتن هر سکانس طراحی صحنه٬ انتقال وسایل فیلم برداری و جابجایی اعضای گروه به لوکیشن جدید و ده ها خرده کاری های دیگر لازم است.

سکانس ششم: مهران مدیری عزیز با وجود مشغله ی کاری٬ خونگرم و مهمان نواز است. بجز رضا شفیعی جم و بهنوش بختیاری٬ بقیه ی هنرمندان حضور داشته٬ و برخوردی گرم و صمیمی دارند.

سکانس هفتم:با اتمام سکانس های خارجی، نوبت به سکانس های داخلی می رسد.وارد ساختمان که میشوید٬ اتاق بزرگی است که خانه ی سردار خان است و به اتاقی راه دارد که با میزها و طراحی مخصوصش لوکیشن بخشداری برره است. اتاق دیگری هم وجود دارد که در یک سو خانه ی شیر فرهاد و لیلون است و در سمت دیگرش یک دستگاه چاپ قدیمی وجود دارد و محل فیلم برداری سکانس های مربوط به دفتر روزنامه است. حمام برره هم در گوشه ای از اتاقی دیگر طراحی شده .در انتهای سالن، پلکانی وجود دارد که به طبقه ی دوم ختم میشود٬ از پله ها که بالا می روید پیش رویتان اتاقیست که لباس شخصیت های برره را در خود جای داده است. در طبقه ی دوم یک راهروی بلند است که به چندین اتاق(خانه ی کیانوش و سحر ناز ٬اتاق گریم٬ اتاق مونتاژ و دو اتاق روبروی هم در انتهای سالن که یکی دفتر طغرل و دیگری خانه ی سالار خان است) راه دارد.

سکانس هشتم:داستان مربوط به توریستی است که به قصد دیدن شیراز آمده است اما برره را به جای شیراز به خوردش داده اند و مجبور است برای دیدن ارگ برره٬مجسمه ی ابول حوض و حرکات سمبلین قالی بافی و بذر افشانی و...پول بپردازد.

سکانس نهم:بعضی صحنه ها مثل سکانس مربوط به مجسمه ی ابول حوض و سکانسی که مهران مدیری کلمه ی سمبلین را بیان می کند٬ چندین بار تکرار می شوند! طراحی و اجرای حتی کوتاهترین سکانس ها٬ دقیــــــــقه ها طول میکشد! و بعضی دیالوگ ها و بخش ها قبل از اینکه توسط شبکه بریده شوند٬ دچار خود سانسوری میشوند. با دیدن تمام این دشواری های خسته کننده ٬ باز هم جو این کارهای گروهی برایم جاذبه دارد.

سکانس دهم:با وجود تمام تلاشها به علت شرایط نامناسب جوی٬ قسمت مربوط به توریست به پخش آنشب نمی رسد و شنبه شب آینده پخش می شود.

سکانس یازدهم:ساعت ۸:۳۰ است که روستای برره را ترک می گوییم. روستایی که به طرزی هنرمندانه نمادی از جامعه و بیانگر واقعیت ها٬هنجارها٬نا هنجارها و کمبودهای این جامعه است.اینگونه پردازش های استادانه را پیشتر هم در کارهای مهران مدیری دیده ایم.

سکانس دوازهم:در طول این سفر یکی از نگرانی های میزبان خوب ما-مهران مدیری نازنین- این بود که به ما خوش بگذرد٬ و واقعا هم همین طور شد و ساعات خوشی که در آنجا داشتیم جزو زیباترین لحظاتمان خواهد بود . این سفر به یادماندنی همواره در مخیله ی خاطراتم خواهد ماند. با تشکر فراوان از مهـــــران مدیــــــری که تور لیدر عزیز ما در این سفر بود.

               

پی نوشت:این سفر مربوط به 2 دی سال 1384 است.

*دلنوشته ی من در مورد روستای برره:

روستای برره و مردمش را دوست داشتم. در کنار تمام جذابیت هایی که فیلمنامه ها و شخصیت پردازی هایش داشت، دلیل محکم دیگرش این است که همیشه کارهای مهران مدیری را دوست داشته ام. جنس کارهایش متمایز و منحصر به شخص خودش است.

...آزاده از کلبه ی ویوارا